تبليغاتX
گاوباز

گاوباز

کارم بی ‏شباهت به گاوبازی نیست...

آه... ای آخرین دوست

گیسو پریشان کرده در باد
عطر دهانش
خوشبوتر از خوشبوترین گلهای ایران
رعناترین دُخت
زیباتر از
زیباترین زن
بانوترین بانوی عالم
یکتاتر از
یکتاترین بازیگر عشق
آه ای گرانمایه ترین یار
ای « آخرین دوست »!

اثری از ابراهیم منصفی که چندان نمی شناختمش با صدای سهیل نفیسی در آلبوم جدید نفیسی. "چنگ و سرود" برخلاف آلبوم دوم و همچون آلبوم نخست نفیسی شنیدنی است. با آثاری از سهراب سپهری، فریدون مشیری، مهدی اخوان ثالث و... . به دوستان پیشنهاد می کنم از دست ندهند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آذر1390ساعت 17:10  توسط مهدی خرم‏ دل  | 

چرا آمریکا، آمریکا است؟

مشغول تالیف یک جلد کتابم که اگر کشش کتاب شدن رو داشته باشه، ارزش یک مرتبه مطالعه را خواهد داشت. در این بین بر خوردم به تصاویر متعدد از روئسای جمهور ادوار مختلف آمریکا در کنار هم که همه در کاخ سفید اتاقی دارند و به رئیس جمهور وقت در هر دوره ای مشاوره می دهند و حرمتشان تا پایان عمر حفظ می شود و تا زمان مرگشان همه چراغ های خیابان ها سبز می شود و تشریفاتی در حد یک معاون رئیس جمهور آمریکا دارند. فکر کنم یکی از دلایلی که آمریکا، آمریکا است، همین تحمل و حتی بهره برداری از همدیگر است، در حالی که در ایران خودمان چه در طیف اصول گرا و چه در طیف اصلاح طلب هم حاضر نیستند همدیگر را تحمل کنند. تصویر کنید اگر رئیس جمهور بعدی وجود داشته باشد، احمدی نژاد، خاتمی و هاشمی هریک اتاقی در نهاد ریاست جمهوری داشته باشند و جلسات شور توسط رئیس جمهور بعدی با حضور روئسای جمهور پیشین برگزار شود؛ عمراً!

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آبان1390ساعت 19:30  توسط مهدی خرم‏ دل  | 

Future :Requiem For a Dream


امروز یکی از تلخ ترین روزهای عمرم را تجربه می کنم. آینده تعطیل شد تا مرثیه ای بخوانم برای رویاهایی که برای ساختن وطنم داشتم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آبان1390ساعت 22:0  توسط مهدی خرم‏ دل  | 

حیف است چنین جانوری زنده بماند!

شعر مشهور ابن یمین هنوز خیلی کاربرد دارد و همچنان مورد بهره بسیاری در بسیاری اوقات است که شرحی است بر احوال اقسام آگاه و جاهل و دانا و نادان به احوال خود و دیگران:

آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند 

آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدار کنیدش که بسی خفته نماند

آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند

و البته این شعر با نوشته های طنزی همراه شده بود که ذکرش به درازا می انجامد از حوصله حقیر خارج، چه رسد به حال خواننده معظم. بهانه بازنشر این شعر، تلخ طنزی است که در وبلاگ عزیزی دیدم. اشخاصی که در جهل به سر می برند و می دانند که نمی دانند و نمی خواهند بدانند، چون صرفشان در جهلشان و رفتار جاهلانه شان است و وقتی می خواهی ندایی هم به آنها بدهی که فلانی داستان این است، می چسبانندت به دیوار!

حقیقتاً این اشخاص از کور مادرزاد کمتر می بینند و ای کاش یک هزارم یک نابینا، درک مشاهده واقعیت را داشتند. البته مدنظرم از نابینا بیشتر جاهله تا نابینا و جاهل آگاه به جهل که می خواهد جاهل بماند، چقدر خطرناک تر از جاهلان ناآگاه است است و عواقب رفتارشان می تواند هزینه سنگین تری داشته باشد...

هرکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 مهر1390ساعت 15:14  توسط مهدی خرم‏ دل  | 

اما تو چیز دیگری...

آفاق را گردیده ام مهر بتان ورزیده ام 
خوبان فراوان دیده ام اما تو چیز دیگری...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مهر1390ساعت 3:52  توسط مهدی خرم‏ دل  |